<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<!-- generator="FeedCreator 1.7.2" -->
<rdf:RDF
    xmlns="http://purl.org/rss/1.0/"
    xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
    xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
    xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
    <channel rdf:about="">
        <title>GoftamGoft / Farhar Jafari Oficial Website</title>
        <description>«گفتمگفت» اگر چه یک وب‌سایت شخصی به شمار می‌رود اما همچنان که از عنوان‌اش پیداست در پی گفتن و شنیدن است. و از این رو در نسخه جدیدش تمایل دارد تا منعکس‌کننده نظرات و نوشته‌های دیگران نیز باشد.
</description>
        <link>http://www.GoftamGoft.com/</link>
        <image rdf:resource="http://www.GoftamGoft.com" />
       <dc:date></dc:date>
        <items>
            <rdf:Seq>
                <rdf:li rdf:resource="note.php?item_id=398"/>
                <rdf:li rdf:resource="note.php?item_id=397"/>
                <rdf:li rdf:resource="note.php?item_id=396"/>
                <rdf:li rdf:resource="note.php?item_id=395"/>
                <rdf:li rdf:resource="note.php?item_id=394"/>
                <rdf:li rdf:resource="note.php?item_id=393"/>
                <rdf:li rdf:resource="note.php?item_id=392"/>
                <rdf:li rdf:resource="note.php?item_id=391"/>
                <rdf:li rdf:resource="note.php?item_id=390"/>
                <rdf:li rdf:resource="note.php?item_id=389"/>
                <rdf:li rdf:resource="note.php?item_id=388"/>
                <rdf:li rdf:resource="note.php?item_id=387"/>
                <rdf:li rdf:resource="note.php?item_id=386"/>
                <rdf:li rdf:resource="note.php?item_id=385"/>
            </rdf:Seq>
        </items>
    </channel>
    <image rdf:about="http://www.GoftamGoft.com">
        <title>GoftamGoft / Farhar Jafari Oficial Website</title>
        <link>http://www.GoftamGoft.com</link>
        <url>http://www.GoftamGoft.com</url>
    </image>
    <item rdf:about="note.php?item_id=398">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>شنبه، ۲ آذر ۱۳۸۷ 1:05 عصر</dc:date>
        <dc:source>http://www.GoftamGoft.com/feed/feed.xml</dc:source>
        <dc:creator> فرهاد جعفری </dc:creator>
        <title>خودمان(تان) را گول نزنیم (نزنید)!    </title>
        <link>note.php?item_id=398</link>
        <description></description>
    </item>
    <item rdf:about="note.php?item_id=397">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>جمعه، ۱ آذر ۱۳۸۷ 3:01 عصر</dc:date>
        <dc:source>http://www.GoftamGoft.com/feed/feed.xml</dc:source>
        <dc:creator> فرهاد جعفری </dc:creator>
        <title>از هیچ چیز کافه‌پیانو خوشم نمی‌اید. نه از تمثیل‌های مزخرفش و نه از پرسوناژهایش[بازتاب‌های کافه‌پیانو در وب. قسمت 27]</title>
        <link>note.php?item_id=397</link>
        <description></description>
    </item>
    <item rdf:about="note.php?item_id=396">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>جمعه، ۱ آذر ۱۳۸۷ 3:00 عصر</dc:date>
        <dc:source>http://www.GoftamGoft.com/feed/feed.xml</dc:source>
        <dc:creator> فرهاد جعفری </dc:creator>
        <title>گنجی؛ پیش‌افتاده از بازي سازان!</title>
        <link>note.php?item_id=396</link>
        <description></description>
    </item>
    <item rdf:about="note.php?item_id=395">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>پنجشنبه، ۳۰ آبان ۱۳۸۷ 7:31 صبح</dc:date>
        <dc:source>http://www.GoftamGoft.com/feed/feed.xml</dc:source>
        <dc:creator> فرهاد جعفری </dc:creator>
        <title>چند خبر و نظر تازه‌ی بیشتر اقتصادی</title>
        <link>note.php?item_id=395</link>
        <description></description>
    </item>
    <item rdf:about="note.php?item_id=394">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>پنجشنبه، ۳۰ آبان ۱۳۸۷ 3:19 صبح</dc:date>
        <dc:source>http://www.GoftamGoft.com/feed/feed.xml</dc:source>
        <dc:creator> فرهاد جعفری </dc:creator>
        <title>نمی‌دونم آخه این کتاب چی‌ داره که روزی ده جلد ازش فروش می‌ره تو یه کتابفروشی؟! [بازتاب های کافه پیانو در وب. قسمت 26 ]</title>
        <link>note.php?item_id=394</link>
        <description></description>
    </item>
    <item rdf:about="note.php?item_id=393">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>سه شنبه، ۲۸ آبان ۱۳۸۷ 7:07 عصر</dc:date>
        <dc:source>http://www.GoftamGoft.com/feed/feed.xml</dc:source>
        <dc:creator> فرهاد جعفری </dc:creator>
        <title>چند خبر و چند نظر</title>
        <link>note.php?item_id=393</link>
        <description></description>
    </item>
    <item rdf:about="note.php?item_id=392">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>سه شنبه، ۲۸ آبان ۱۳۸۷ 7:06 صبح</dc:date>
        <dc:source>http://www.GoftamGoft.com/feed/feed.xml</dc:source>
        <dc:creator> فرهاد جعفری </dc:creator>
        <title>معنای نامه‌ی من این بود: «معرفت داشته باش. تو حالا برای خودت مردی شده‌ای!».</title>
        <link>note.php?item_id=392</link>
        <description></description>
    </item>
    <item rdf:about="note.php?item_id=391">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>دوشنبه، ۲۷ آبان ۱۳۸۷ 5:46 صبح</dc:date>
        <dc:source>http://www.GoftamGoft.com/feed/feed.xml</dc:source>
        <dc:creator> فرهاد جعفری </dc:creator>
        <title>توقیف «ارژنگ» به خاطر نقل بخش‌هایی از «کافه‌پیانو»؟!  نه اخوی. به گمانم کرم از خود درخت باشد!</title>
        <link>note.php?item_id=391</link>
        <description></description>
    </item>
    <item rdf:about="note.php?item_id=390">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>يكشنبه، ۲۶ آبان ۱۳۸۷ 8:15 صبح</dc:date>
        <dc:source>http://www.GoftamGoft.com/feed/feed.xml</dc:source>
        <dc:creator> فرهاد جعفری </dc:creator>
        <title>کلیت کافه‌پیانو آدم را یاد سریالهای آبکی نظیر &quot;نیمکت&quot; و &quot;عریضه‌نویس‌ها&quot; می‌اندازد [ بازتاب‌های کافه‌پیانو در وب. قسمت 25 ]</title>
        <link>note.php?item_id=390</link>
        <description></description>
    </item>
    <item rdf:about="note.php?item_id=389">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>يكشنبه، ۲۶ آبان ۱۳۸۷ 8:14 صبح</dc:date>
        <dc:source>http://www.GoftamGoft.com/feed/feed.xml</dc:source>
        <dc:creator> فرهاد جعفری </dc:creator>
        <title>چند خبر و چند نظر</title>
        <link>note.php?item_id=389</link>
        <description></description>
    </item>
    <item rdf:about="note.php?item_id=388">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>شنبه، ۲۵ آبان ۱۳۸۷ 8:26 صبح</dc:date>
        <dc:source>http://www.GoftamGoft.com/feed/feed.xml</dc:source>
        <dc:creator> فرهاد جعفری </dc:creator>
        <title>بالاخره کی پیرو واقعی ولایت فقیه است؟! ما که نفهمیدیم!</title>
        <link>note.php?item_id=388</link>
        <description></description>
    </item>
    <item rdf:about="note.php?item_id=387">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>پنجشنبه، ۲۳ آبان ۱۳۸۷ 12:08 عصر</dc:date>
        <dc:source>http://www.GoftamGoft.com/feed/feed.xml</dc:source>
        <dc:creator> فرهاد جعفری </dc:creator>
        <title>بعد به خودت بیای ببینی هوا تاریک شده [ بازتاب‌های کافه‌پیانو در وب. قسمت 24 ]</title>
        <link>note.php?item_id=387</link>
        <description></description>
    </item>
    <item rdf:about="note.php?item_id=386">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>پنجشنبه، ۲۳ آبان ۱۳۸۷ 4:28 صبح</dc:date>
        <dc:source>http://www.GoftamGoft.com/feed/feed.xml</dc:source>
        <dc:creator> فرهاد جعفری </dc:creator>
        <title>چرا دوربین‌ها تا این حد مهم شده‌اند؟! [ با چند افزودنی تازه ]</title>
        <link>note.php?item_id=386</link>
        <description>● اگر بپذیریم «سوم تیر» نوعی «تقسیم میتوز سیاسی» بود، به گونه ای که «حکومت ائتلافی روحانیون - نظامیان» را به دو واحد مستقل از یکدیگر تبدیل کرد که روحانیون را از برابر و بالای صحنه به پشت، به پائین و به حاشیه‌ی آن هدایت کرد و متقابلاً نظامیان را به رو، به بالا و به متن برکشید؛ و اگر بپذیریم سرعت تقسیمات در نتیجه‌ی شتاب روزافزون تحولات بین‌المللی و افزایش خطر احتمال حمله‌ی نظامی به کشور یا افزایش احتمال دستیابی ایران به تکنولوژی اتمی، دیگر از مدل‌های پیشین تبعیت نمی‌کند و اکراهاً و اضطراراً سرعت بیشتری به خود گرفته است؛ آنگاه باید بتوان نتیجه گرفت که:با ادامه‌ی جبری تقسیمات سیاسی میتوزی در واحد فعلی (نظامیان) به دلیل بالاگرفتن سطح اختلافات در نحوه‌ی حکمرانی (و به ویژه در موضوعاتی حیثیتی چون «پذیرش تلویحی دولت اسرائیل» و «بروز نشانه‌هایی از گرم شدن روابط دولتمردان فعلی ایران و ایالات متحده که بخش ِ همچنان ایدئولوژیک‌تر این واحد را به هراس انداخته است) نخست «زمینه‌ی سیاسی سال منتهی به رای‌گیری آینده» و سپس، چنانچه رویدادی غیرمنتظره در راه نباشد «زمینه‌ی سیاسی خود این رای‌گیری» شاهد رقابت پیچیده و حیثیتی «نظامیان» و «انتظامیان» خواهد بود.باید بتوان نتیجه گرفت که:اگر «نظامیان» با پشتگرمی و حمایت پنهان و آشکار برخی متحدان روحانی خود در شورای نگهبان توانستند خود را در جریان روندی آرام و چندساله، به همه‌ی‌ مناصب قدرت اجرایی و تقنینی کشور برسانند و مهار کشور را به تنهایی در اختیار گیرند؛ چرا «انتظامیان» نتوانند با پشتگرمی برخی دیگر، مهار اوضاع ِ از دید آنان مشکوک را (با همان حربه‌ای که کمی پیشتر، نظامیان با توسل و اتکای به آن توانستند خود و نیروهاشان را برکشند، یعنی حربه‌ی به خطر افتادن ارزش‌های انقلابی و ثبات سیاسی اجتماعی کشور در نتیجه‌ی اصلاحات امریکائی) به دست گیرند!یا چرا نتوانیم نتیجه بگیریم که:رقیب اصلی نماینده‌ی نظامیان در رای‌گیری پیش رو (آقای احمدی‌نژاد) کسی از میان «انتظامیان» خواهد بود؟! (با سردار رویانیان موافقید؟! / لطفاً خودتان را با قالیباف و خاتمی و کروبی و پورمحمدی و کرباسچی و امثالهم سرگرم و گمراه نکنید. آنان حتا فاقد نقشی حاشیه‌ای هستند و در موقعیت حاضر، صرفاً به عناصری تزئینی تبدیل شده‌اند)یا چرا نتوانیم نتیجه بگیریم که:تغییرات سریع و ناگهانی اخیر در ترکیب مدیریت عالی انتظامیان، اصولاً به همین منظور صورت گرفته و پیشزمینه‌ی ضروری چنین طراحی پیچیده‌ای برای آینده است.یا چرا نتوانیم نتیجه بگیریم که:مانور بزرگ و بی‌سابقه‌ی اخیر نیروی انتظامی در تهران که همراه با مانور نقل و انتقال نیروهای انتظامی از دیگر شهرها به مرکز کشور است؛ نوعی نمایش قدرت هست اما نه به منظور ارعاب شهروندان (آنگونه که برخی تحلیلگرانِ منجمد در &amp;quot;ایرانِ تا سه سالِ پیش&amp;quot; دیده‌اند) بلکه جهت و کارکردی به کلی تازه دارد.یا چرا نتوانیم نتیجه بگیریم که:</description>
    </item>
    <item rdf:about="note.php?item_id=385">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>چهارشنبه، ۲۲ آبان ۱۳۸۷ 10:40 صبح</dc:date>
        <dc:source>http://www.GoftamGoft.com/feed/feed.xml</dc:source>
        <dc:creator> فرهاد جعفری </dc:creator>
        <title>باور کنيد که رو به رو شدن با خود در همين زندگي روزمره، از تلاش براي تغيير جهان  و در عوض تقديس خود، کار سخت تري است</title>
        <link>note.php?item_id=385</link>
        <description>فرهاد جعفری:درباره‌ی چنین بحثی که سعید توجهی با ارجاع به دو نوشته از دو نسل مطرح کرده است، من قبلاً نظرم را نوشته‌ام. این‌که: به رغم آنکه «گذشته‌باز» و «عاشق غول‌های خوب»ام، غول‌هایی که هرگز از خاطر نخواهم‌شان برد و حتا یک کدام‌شان را با همه‌ی «میانمایه‌ها» عوض‌ نخواهم کرد؛ اما خوب می‌دانم که این «میانمایگی» و «میانمایه‌ها» هستند که «غول‌های بدِ» محیط پیرامونم را از درون می‌پوکانند. کاری که از «غول‌های خوب»، هرگز برنمی‌آمد.چون «میانمایه‌ها» (در هر حوزه‌ای که باشند) از آنجا که تقریباً به هیچ اصلی پابند نیستند، اصولگرا محسوب نمی شوند و به هیچ ارزش صلب و سختی معتقد نیستند؛ حکم «محلل» را دارند و مدرنیسم را به جامعه‌ای حلال می‌کنند که فقط کمی پیش، سه طلاقه‌اش کرده بود!در حقیقت «آمپول کرختی» را ذره‌ذره و به تدریج، طوری در اندام جامعه‌ی سنتی و بخش‌های متنوع آن تزریق می‌کنند که قدرت دفاعی آن را در برابر پذیرش بدیهیات مدرنتیه سلب می‌کنند.مثلاً وقتی «رضا صادقی» را می‌بینم که با چنان «ظاهر»ی، چنین «باطنی» و چنین محتوایی را عرضه می‌کند؛ با اینکه حتا نمی‌توانم برای یک‌دقیقه تحملش کنم، به خودم می‌گویم: «مدرنیته، سنت‌ها؛ پیوندتان مبارک!» و می‌توانم حدس بزنم که این کدامیک از آنهاست که آن دیگری را از خود باردار می‌کند.اگر خوب نگاه کنید «میانمایه‌ها» حسب ظاهر «سنتی»‌اند. پوشش‌شان، آرایش‌شان، و به‌ویژه لحن‌شان. اما وقتی نوبت به محتوایی می‌رسد که توسط ایشان عرضه می‌شود؛ می‌بینیم که محتوایی «مدرن» عرضه می‌کنند.همین «تناقض ظاهر و محتوا» است که البته آنان را نزد برخی از ما (نسل سی یا چهل) مضحک می‌نمایاند و کاری می‌کند که حال جواد طوسی از شنیدن آوازشان دگرگون شود! حتا اگر آن را به زبان نیاورد یا دلایلی دیگر در رد و انکار میانمایه‌ها ارائه کند.اما دقیقا همین «تناقض ظاهر و محتوا»ست که کارکردی پیش‌برنده دارد و موجب می‌شود در جریان چنین تناقضی، همه‌ یا اغلب «ارزش‌های جهان سنتی» به نفع «ارزش‌های جهان جدید» پا پس بکشند و جای خود را به معیارهایی کمی و قابل سنجنش بدهند. باور کنيد که رو به رو شدن با خود در همين زندگي روزمره، از تلاش براي تغيير جهان  و در عوض تقديس خود، کار سخت تري است*دستم نگرفت و...از «سعید توجهی» با ارجاع به دو یادداشت از«جواد طوسی» و «امیر قادری»این روزها سرم با محسن چاووشی گرم است .صدای گرفته و محزونش با ترانه های تلخی که می خواند با هوای ابری ، گرفته و خاکستری تهران حسابی جور است- البته بسیار مانده تا برای ما جای خالی فرهاد و فروغی را پر کند - گاهی که به ضرورت برای گشت یا خریدی اتومبیل شخصی را در خیابان به کار می گیرم – که به شدت از این کار اکراه دارم- صدای پسر چهار ساله ام از صندلی عقب در گوشم می پیچد که &amp;quot; بابا آهنگ نمی ذاری؟&amp;quot; و من پیچ پخش را می پیچانم  صدای چاووشی در فضا می پیچد . مانی (پسرم) ساکت میشود و  گوش می دهد تا کلمات جدید را به ذهن بسپارد کوتاه بودن مصرع ها و ساده بودن کلمات باعث میشود که پس از چندبار شنیدن همراه آن تکرار کند. با این مقدمه به ظاهر بی ربط که اگر صبر کنید ربطش می دهم، قصدم  توصیه و دعوت به خواندن  دو یادداشتی بود که این هفته از دو نویسنده در روزنامه اعتماد خواندم .نویسنده ای از نسل قبل از من ( متولد میانه دهه چهل خورشیدی هستم) و نویسنده ای از نسل بعد از من که از قضا همیشه خواننده نوشته هایشان بوده‌ام. جواد طوسی از نسل قبل و امیر قادری از نسل بعد و من در میانه این دو ایستاده ام. ابتدا نوشته جواد طوسی را بخوانید  و بعد جواب امیر قادری. راستش را بخواهید در روزگاری که دیگر هر آنچه سخت بوده،  فرو ریخته و دود شده به هوا رفته و  آن نسل آرمانخواه قبل از ما با رویای ساخت بهشت ما را گرفتار جایی کرده که در پایتخت سرشار از امکاناتش به یک نم باران پائیزی –  برف و سرما و زلزله و سایر حوادث مترقبه و غیر مترقبه پیشکش-  دیگر سلامت را کسی پاسخ نمی دهد و تو پاسی از شب گذشته خیس و خسته به خانه می رسی؛ من بیشتر دل در گرو نوشته دوم دارم ، تا پیچ پخش اتومبیل را بگردانم و به این فکر کنم که آن کوچولوی چهار ساله  نشسته روی صندلی عقب اتومبیل-  که فارغ از لحن تلخ و محزون چاووشی و آنچه بیرون می گذرد تنها به شوق آموختن و بزرگ شدن کلمات را تکرار می کند-  را چگونه بزرگ کنم. نه اینکه دستش را بگیرم و  راه زندگی را نشانش دهم که خود آدرسی از این راه ندارم، بلکه تنها موانع را برای جلو رفتن از سر راهش بردارم. که الحق کار سختی است. * رو تیتر مطلب، برگرفته از نوشته امیر قادری است.....</description>
    </item>
</rdf:RDF>
