Archive
 آفرین به «همه‌ی شما فرزندان پاک و شریف و برابری‌خواهِ ایران در میان اسلام‌گرایان»
Farhad jafari Official WebSite
--  -- 
 
 
 
 شنبه، ۶ اسفند ۱۳۹۰Farhad Jafari Official Website
Farhad Jafari Official Website
نیاز عاجل و فورس‌ماژور الیگارشی: «فضای گورستانی در تهران در 12 اسفند»!... چرا؟!
قبل از همه؛ آقای «فرخ نگهدار»، همکار دیرینه‌ی نظم دینی ـ انقلابی در میان جریان مارکسیستی نزدیک به حزب توده؛ در مصاحبه‌ای، «به بهانه‌ی تحریم رای‌گیری نمایشی ـ فرمایشی»؛ از «فضای گورستانی در 12 ...
Farhad Jafari Official Website
 جمعه، ۵ اسفند ۱۳۹۰Farhad Jafari Official Website
Farhad Jafari Official Website
راهکارهای خودنویسی برای سرکردن تنور انتخابات حکومتی، از همان اولین دقایق فرصت تبلیغاتی!
اول: یک «تیتر یک جذاب و جوان‌پسند» بگذار روی پیشانی صفحه‌ی سایت‌ات که خواننده را حسابی غافلگیر و درجا میخکوب کند: «کاندوم یادت نره»! دوم: یک «تیتر دوی اپوزیسون‌نمایانه» (که نشان بدهد «چقدر ...
Farhad Jafari Official Website
 پنجشنبه، ۴ اسفند ۱۳۹۰Farhad Jafari Official Website
Farhad Jafari Official Website
این هم از «چراغ راهنمای رئیس‌جمهور» درخصوص «رای‌گیری نمایشی 12 اسفند»
برخی از خوانندگان گفتمگفت که در سویه‌ی «هواداران سکولار رئیس‌جمهور» (و چه‌بسا از «هواداران اسلامگرای او») هستند، چنین استدلالی برای شرکت احتمالی‌شان در رای‌گیری 12 اسفند ارائه می‌دهند که: ...
Farhad Jafari Official Website
 
1390/12/06
2012/02/25

به سهم خود، باید از تعدادی از «نویسندگان جوان اسلامگرا»‌ (حال سبز باشند یا پرچمی چه اهمیتی دارد) تشکر کنم که در دفاع از «حقوق و آزادی‌های عموم مردم ایران» و در واکنش به «اصرار حاکمان به انجام خطاهای سه‌دهه‌ی گذشته» که تعداد زیادی از آن خطاها، به‌خوبی در «برگزاری یک رای‌گیری غیرآزاد و ناعادلانه‌ در 12 اسفند» متجلی شده است؛ آشکارا نوشته و اعلام کرده‌اند که: «دوشادوش دیگر هموطنان‌شان، در رای‌گیری 12 اسفند شرکت نخواهند کرد».

خودتان بخوانید:
[گروهی از وبلاگ‌نویسان محافظه‌کار و «سربازان جنگ نرم» اعلام کردند در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی شرکت نخواهند کرد. احمد نجمی، «مدیر ارتباطات دفتر توسعه وبلاگ دینی» و «بازرس انجمن قلم حوزه علمیه قم» روز شنبه (ششم اسفند) در صفحه‌ی «فرندفید» خود نوشته «در این دوره از انتخابات شرکت نخواهم کرد».

آقای نجمی نوشته است: «گفتن این موضوع خیلی سخت بود ولی به‌هرحال باید تصمیم را اعلام کنم حتی اگر برایم خیلی سنگین تمام بشود». وی افزوده است که:«وقتی من به‌عنوان یه شهروند ایرانی، از کمترین حق برخوردار نیستم».  بنابراین «در انتخابات شرکت نخواهم کرد».

محمدصالح مفتاح٬ مدیر سایت محافظه‌کار «تریبون مستضعغین» نیز با اعلام حمایت از موضع مدیر ارتباطات دفتر توسعه وبلاگ دینی نوشته است: «من هم اگر جای آقای نجمی بودم، در انتخابات شرکت نمی‌کردم.»

حسام الدین مطهری٬ موسس و سردبیر سایت «کتاب اشا» نیز به صراحت انتخابات ۱۲ اسفند ماه را تحریم کرده است. آقای مطهری نوشته است: «به احتمالِ قریب به یقین، در انتخاباتِ مجلسِ نهم شرکت نخواهم کرد. دستِ کم، آخرین تصمیمی که بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم گرفته‌ام، همین است». «امروز رای‌دادن را بستری برایِ تکرارِ اشتباه‌ها و تضعیفِ انقلابِ اسلامی می‌دانم».

وی نوشته که «سیستمِ سیاسی، سال‌ها به "بهانه‌ی تودهنی‌زدن به دشمن" درِ بالاخانه‌ی ملت را تخته کرده است. نتیجه این‌که "بسیاری از ما بار‌ها رای داده‌ایم بدونِ آن‌که واقعاً به نتیجه رایِ خود دل‌خوش باشیم". رای داده‌ایم و فکر نکرده‌ایم که نظرِ ما چه اثری رویِ حکام‌مان می‌گذارد».

مطهری همچنین افزوده است: «من به‌عنوان یک شهروند و جزئی از این مردم، از واقعه‌ی دوسال قبل در بازداشتگاهِ کهریزک دلگیرم. هربار یادش می‌کنم فکرم مختل می‌شود و روحم خش برمی‌دارد».

وی نوشته که: «مردم را شرطی کرده‌اند که اگر رای ندهید، نظام در جهان تضعیف می‌شود. کاری کرده‌اند که دشمن هم رویِ این موضوع مانور می‌دهد. دیگر دوره‌ی این ادبیات گذشته است. وقتش شده به مردم اجازه بدهیم عاقلانه درباره‌ی انتخابات تصمیم بگیرند».

مطهری به مقام‌های جمهوری اسلامی توصیه کرده که اگر می‌خواهند مردم پای صندوق‌های رای بیایند باید «اصلاحات مورد نظرِ مردم» را اعمال کنند... امروز عقیده دارم «رای دادن، باعث دلیر کردنِ حکومت در روش‌هایِ اشتباهش خواهد بود». معتقدم «شرکت در انتخابات کمک می‌کند که تا ابد بهانه‌ی تودهنی‌زدن پایدار بماند».

وبلاگ «آرمانشهر»؛ از حامیان محمود احمدی‌نژاد نیز نوشته در این دوره از انتخابات مجلس، بدون آنکه «رغبتی» داشته باشد شرکت کرده و تنها نام رئیس دولت دهم را روی برگه رای خواهد نوشت.

نویسنده این وبلاگ این پرسش‌ها را مطرح کرده است: «در انتخابات شرکت کنم که حالش را چه کسانی ببرند و جایگاه چه کسانی در موقعیت‌هایشان تحکیم شود و استمرار یابد؟». وی همچنین پرسیده است: «تا به کی باید مصلحت اندیشی، رکن رکین کشورداری در جمهوری اسلامی باشد و من با رای دادنم این رویه را تایید کنم؟»

وبلاگ «خط‌خطی» از وبلاگ‌های حامی تیم احمدی‌نژاد نیز به صراحت نوشته که «این دوره از انتخابات؛ ‌‌اراده‌ی ملی و حرکت به سوی اهداف مطلوب را تامین نخواهد کرد»
].

نمی‌دانید که چقدر شادم کرده‌اید بچه‌ها!

هرچقدر که بگویم؛ بازهم نخواهم توانست «شادی‌ام از تجسم آینده‌ی روشن مشترک‌مان» و «سرنوشت تابناک ایران» را که درنتیجه‌ی «هم‌راهی و هم‌رآیی شما با دیگر هم‌وطنان آزادی‌خواه و برابری‌طلب‌تان» حادث خواهد شد [که هیچ خواستی جز «آزادی» و «برابری حقوقی برای همگان» و «رعایت همه‌ی حقوق و آزادی‌های قانونی» خواست دیگری نداشته و ندارند]  توصیف کنم.

و قلمم قاصر است از اینکه برای‌تان توضیح دهم که این تصمیم و اقدام شما، چه اثر شگفت‌انگیزی در «اتحاد و انسجام ملی ایرانیان»، «تحبیب قلوب میان آنان» و «دورشدن تهدیدها و خطرهایی که یکپارچگی کشورمان را تهدید می‌کند» باقی خواهد گذاشت.

یقین بدانید که این تصمیم و اقدام بی‌سابقه‌ی شما؛ «تاثیراتِ دگرگون‌کننده‌ی بسیار»ی هم بر «رویه‌ و رال‌کار حاکمان»ی خواهد گذاشت که پیوسته از «مردم» و «رعایت حقوق و آزادی‌های قانونی و عرفی آنان»، دور و دورتر شدند و خودپسندانه، «رای و سلیقه‌ی خود»را رای و سلیقه‌ی همگان فرض کرده و در بسیاری موارد و مواقع، «نامهربانانه و ناعادلانه حکم راندند».

زنده باشید.
خدا پشت و پناه‌تان.

افزونه 1:
«مرتضی»‌ نویسنده‌ و بلاگر احمدی‌نژادی که در وبلاگ «افق هشتم» می‌نویسد نیز گفته است که در رای‌گیری 12 اسفند شرکت نخواهد کرد و برخی از دلایل خود برای اخذ چنین تصمیمی را موارد زیر دانسته است:
[چرا باید به بهانه حضور دشمن شکن در انتخاباتی شرکت کنم که قبل از هر چیز کسانی که دشمن خود من و فرهنگ من هستند و بیشتر از دشمن خارجی بر زندگی من تاثیر دارند دلشاد شوند و به خواسته های نامشروعشان برسند؟
... آزادی هم که خنده‌دارترین قسمت شعار اصلی انقلاب 57 است که به‌صورت کاملا وارونه، در این دوران شاهد برخورداری از آن بودیم. فقط نمی‌دانم اگر آزادی در این جامعه فوران می‌کند، در طی این سال‌ها «بیش از هفت میلیون نفر از مردمان سرزمین‌مان» چرا عطای زندگی در این سرزمین آزادی را به لقایش بخشیده‌ و به دیگر نقاط جهان کوچیده‌اند؟! و جالب‌تر این که کوته‌فکران کیهان‌نشین نیز به سادگی آب خوردن همگی‌شان را تکفیر می‌کنند. حقیقتا چرا باید این تعداد عظیم از مردمان کشورمان که درصد بسیار بالایی نیز افراد فرهیخته‌ی جامعه هستند تصمیم به کوچ اجباری از دیار مادری بگیرند. و صد افسوس بر ما که عمری ناآگاهانه، با عینک کیهان‌نشینان به این افراد نگاه کردیم و راجع به آن‌ها قضاوت کردیم.

گویا در این دوران، سهم ما از آزادی، فقط نامگذاری آن بر ساختمان‌ها و خیابان‌ها و میادین برای دلخوشی‌مان بوده است. سهم زنان‌مان از آزادی این بوده که در خانه‌ها بنشینند و رنگ موهای‌شان همانند دندان‌هایشان سفید شود و هیچکدام حق آزاد زندگی‌کردن و دوچرخه‌سواری‌کردن و ورزشگاه‌رفتن نداشته باشند و هیچکدام حق انتخاب پوشش دلخواه خود را نداشته باشند. چرا که در این سال‌ها، همگی‌مان، به جامعه و بالاتر از آن به اسلام، از عینک تعدادی روحانی‌نمای عنود و پیر که از درک ساده‌ترین مناسبات اجتماعی مردمان عاجزند نگریسته‌‌ایم و فکر کرده‌ایم که حقیقتا اسلام همین است که اینان می‌گویند. در حالی‌که چیزی که اینان می گویند برداشت کج و معوج‌شان از اسلام است. افرادی که از درک بدیهی‌ترین اساس دین که بعد از توحید رحمت است، عاجزند.

... سهم ما از آزادی همین است که جای اجرای قانون اساسی‌مان را مصلحت‌اندیشی‌های مجمع تشخیص مصلحت و نیز فتواهای بعضا خنده‌دار قم‌نشینان بگیرد درحالی‌که اصلا نمی‌دانند اینترنت و یا فیس بوک چیست که رای به حرمت آن بدهند یا ندهند. و یا فتاواشان، دائما در راستای تحدید آزادی‌های مردمان و حرام‌کردن تک تک جوانب مختلف زندگی باشد. حال آن که در بیوت هرکدام دقیق شوی، آقازاده‌هایی را میابی که دست آقازاده‌های تهران‌نشین را در هر زمینه ای از پشت بسته‌اند.
... اگه قرار است مقابل ظلم بایستیم؛ باید مقابل همه‌ی ظلم قرار بگیریم و بین ظلم داخلی و ظلم خارجی فرق نگذاریم.
]

افزونه 2:
آقای(حجت‌الاسلام) نجمی که اسم‌شان در بالا آمده، گویا اعلام کرده‌اند که قصد «شوخی» داشته‌اند و می‌خواسته‌اند «سایت دیگربان» را سرکار بگذارند! ... با اینکه پس از اعلام فتوای «وجوب سرکت در انتخابات» از سوی «آیت اله خامنه‌ای»، تغییر رفتار آقای نجفی قابل درک است (طوری که خودشان هم در صفحه فرندفیدشان پیش‌بینی کرده بودند)؛ اما گفتم در اینجا به اطلاع‌تان برسانم که آقای نجمی (حسب کامنتی که گذاشته‌اند) مرا (و لابد دیگران را) «احمق» تصور کرده‌اند که این را نفهمیده‌ایم که ایشان قصد شوخی داشته‌اند. بنابراین؛ حسب آخرین خبر، «ایشان تا آخرین نفس، در راه نظام و رهبری هستند» و خبر بالا درخصوص ایشان که از سایت دیگربان نقل شده بود، صحت ندارد.
گفتم توضیح بدهم که یکوقت «شوخی شوخی»؛ نروند شکایت کنند که «فرهاد جعفری شوخی مرا جدی پنداشته و نشر اکاذیب کرده»!

می‌فهمم‌تان آقای نجمی. می‌فهمم!
و ابداً از کامنتی که گذاشتید ناراحت نیستم.


افزونه 3:
الان خواندم که «اسماعیل هنیه» (رهبر حماس که «برخلاف حزب‌اله لبنان»، شخصی نزدیک به جریان احمدی‌نژاد برآورد می‌شود تا «الیگارشی»)؛ در بیانیه‌ای «همبستگی و همراهی خود با مردم سوریه» را اعلام کرده و «بر ملت قهرمان سوریه که در راه آزادی، دمکراسی و اصلاحات تلاش می‌کند» درود فرستاده است.

که این هم تحول مبارکی‌ست. چراکه بسیار به‌موقع انجام شد. و همزمان با این رویداد؛ سرانجام اوباما هم گفته است: «وقت رفتن بشار اسد فرارسیده است». به‌نظرم اوضاع «به‌سودِ احمدی‌نژاد»، و «به‌زیان الیگارشی صنفی ـ خانوادگی» چرخیدن گرفت. گرچه «پاره‌ی کیلینتونی دستگاه خارجی ایالات متحده»، چندان از این چرخش و جابه‌جایی، خشنود نخواهد بود.

اوضاع به‌سود احمدی‌نژاد چرخید چون: درصورت سرنگونی هرچه سریع‌تر دیکتاتور سوریه؛ الیگارشی ایرانی، چیزی برای تاخت‌زدن و معامله با «اتحادیه‌ی غرب»، در ازای همراهی با ساقط‌کردن احمدی‌نژاد نخواهد داشت.

در میان سخنان اسماعیل هنیه؛ این جمله، از همه «معنادارتر» بود (به‌ویژه برای الیگارشی روحانیون و روحانی‌زادگان اسلام سیاسی در ایران): به شما و به همه‌ی ملل بهار عربی و یا بهتر بگویم «زمستان اسلامی» درود می فرستم، درود بر ملت قهرمان سوریه که در راه «آزادی، دمکراسی و اصلاحات» تلاش می‌کند.

همچنان‌که جملات آقای اوباما، برای «احمدی‌نژادی‌ها» معنادارتر (و خوشایندتر) است: [ آمریکا و متحدانش از «هر ابزار در دسترس»ی استفاده خواهند کرد تا کشتار مردم بی‌گناه در سوریه متوقف شود. زمان آن فرا رسیده است که «رژیم بشار اسد برود». زمان آن است که کشتار مردم سوریه به دست دولت خودشان، متوقف شود].

پیام‌ها
اشتراک‌گذاری در فیس‌بوک
ارسال به دوستان