● همین ابتدا روشن کنم که از دید من: ممکن نیست و نمیتوان با «آموزش تئوریهای مربوط به داستان»، کسی را داستاننویس کرد چون داستاننویس، اساساً داستاننویس است. وگرنه؛ بسیارند کتابهای آموزش داستاننویسی که اغلب قریببهاتفاقشان، در پی آموختن «مولفههای داستان کوتاه یا بلند» هستند. و اگر چنان بود که چنین کتابهایی (یا کارگاههایی که همان روند را تعقیب میکنند) میتوانستند به دیگران کمک کنند که از طریق آموزشهای تئوریک قصهنویس شوند؛ لابد بسیاری از خوانندگان یا شرکتکنندگانشان، اکنون نویسندگانِ معتبری بودند.
اما اگرچه که به گمانم نمیتوان قصهنویسی را آموزش داد؛ اما معتقدم که میتوان «کلید»هایی به دستِ کسی داد تا اگر داستاننویس باشد، آن را دریابد یا چنان ظرفیت و استعدادی را در خود پرورش دهد.
کلیدهایی که من، بعضی از آنها را در طی سالیانِ دراز خواندن و نوشتن، و نیز فکرکردن به منزلت و موقعیتِ «داستان و داستاننویس» و نیز «رابطهی میان این دو»؛ برخیشان را بهدست آورده و از آن «دسته کلیدی» ساختهام که وقتِ نوشتن داستان، به کارم میآیند.
کلیدهایی که بهمنزلهی ابزارهای معرفتی داستاننویس هستند و به او کمک میکنند که در موردِ پدیدهای چون قصه؛ صاحب «دیدگاه» و معرفتی شود که به کمک آن بتواند تکلیفِ خود را در چنین رابطه و موقعیتی بهتر بشناسد و در نتیجه داستان خوشایندتری بنویسد. کلیدهایی که هریک به فراخور خود، دریچهی کوچکی را میگشایند. آنچنانکه در مجموع، منظر فراختری به سمتِ «حقیقتِ داستان، حقیقتِ داستاننویس و حقیقتِ داستاننویسی» باز میکنند.
من به شما نخواهم آموخت که «طرح و توطئه» چیست! (چون هرچه را هم که در این زمینه آموخته بودم، کوشیدهام فراموش کنم و از یاد ببرم!). اما مثلاً: شما را به یک کیوسکِ روزنامهفروشی خواهم برد تا طی آن؛ چیزی، حقیقتی، نکتهای را به شما گوشزد کنم و به وسیلهی آن، کلیدی بهدستتان بدهم که در وقتِ نوشتن داستان، کمک چشمگیری بهتان خواهد کرد تا داستانِ زیباتر و حرفهایتری بنویسید.
یا من به شما نخواهم آموخت که «راوی اول شخص، دومشخص و ... دانای کل» چیستُ کیستُ چگونه استُ تفاوتشان باهم چیست! (خب من از کجا باید بدانم؟! مگر من منتقد داستانم؟!). بلکه مثلاً: باهم به محلی عمومی، پارک یا سینما یا کافهای خواهیم رفت تا قهوه یا پاستا بخوریم. و در آنجا؛ بازهم به شما کلیدی خواهم داد که به کمک آن بتوانید قفل تازهای از «چگونه نوشتن» را باز کنید و به تجربهای دست یابید که احتمالاً تا پیش از آن نداشتهاید و برای همین، نمیتوانستهاید داستانی بنویسید که به حقیقتِ زندگی واقعی ما نزدیکتر باشد.
یا من بهتان نخواهم آموخت که «نچرالیسم»، «رئالیسم»، «رئالیسم جادوئی» و «جریان سیال ذهن» چه گونه از سبکهایی هستند! (مگر کسی میتواند به آدم سبک را بیاموزاند؟!). اما مثلاً به جمعکردن زباله در پارک کوهسنگی مشهد خواهیم رفت و درحین یک اقدام اجتماعی سودمند برای محیط زیستِ شهرمان؛ یک کلیدِ عمدهی دیگر داستاننویسی را بهدستتان خواهم داد که خودم در چنان موقعی و موقعیتی آن را یافتم. یکروز که با گلگیسو برای جمعکردنِ زبالههای تپهی کوهسنگی مشهد رفته بودیم.
درحقیقت؛ خواهم کوشید شما را در همان موقعیتهایی قرار دهم که خود در آن قرار گرفته و ناگهان نکتهای را دریافتهام.
پس اگر میخواهید شما هم صاحب آن مجموعه کلیدهایی شوید که من آنها را بهتدریج فراهم کردهام و اگر به این منظور در این دورهها ثبتنام میکنید؛ منتظر آموختن هیچ مطلبِ تئوریکی در باب داستان و داستاننویسی نباشید. چون؛ این آنها نیستند که از شما یا من یا هر شخص دیگر، داستاننویس میسازند. چون؛ مگر نه اینکه برای واردشدن به هرخانهای و بعد به هریک از اتاقهای آن، قبل از هر چیز باید یک «دستهکلید» داشته باشید که بتوانید با آن قفلها را باز کنید؟!
درعین حال؛ «شناخت» (شناختِ اینکه هرکلید مربوط به کدام اتاق است، یا اینکه هر اتاق کجا واقعشده و چه مشخصاتی دارد و ...) دیگر با خودتان و به پشتکار و استعدادِ خودتان مربوط است.
در این دورهها؛ شاید حتا لازم باشد از یک درخت در یک پیادهروی شهر بالا بروید و مدتی در بین شاخ و برگهای آن پنهان شوید و مردمان را بنگرید. یا مجبور شوید با چشم بسته، گوئی که نابینا باشید؛ خودتان را از جایی به جای دیگر برسانید. لطفاً نخندید و متعجب نشوید! من همهی اینکارها را کردهام. نه البته برای اینکه قصهنویس شوم. بلکه هربار که برحسبِ اتفاق چنین یا چنان کاری کردهام ـ گاهی فقط محض تجربهکردنِ امری ـ حقیقتی را کشف کردم که وقتِ قصهنوشتن، به کمکم آمده است.
● قبول! من تقریباً هیچ چیزم به بچهی آدم نمیماند!
اما شماهم قبول کنید که دوران آموزش به شیوهها و متدهای کلاسیکُ کهنهُ قدیمی بهسر آمده و قبل از هرکجا، باید در «محل آموختن» تغییراتی ایجاد کرد. بعد در «فضای آموختن» و همزمان با آن، در «رابطهی میانِ آنکه میآموزاند و آنکه میآموزد».
● برای ثبتنام در این دورهها لازم است بدانید که:
1) جلسات مورد بحث؛ میتوانند یکنفره (خصوصی) و حداکثر سهنفره (عمومی) باشند.
2) هر جلسه؛ مدت زمان مخصوص به خود را خواهد داشت. یک جلسه ممکن است تنها سی دقیقه طول بکشد اما جلسهی دیگری ممکن است تا دو ساعت (یا حتا بیشتر) از وقت شما را بگیرد.
3) دستکم 12 جلسه برگزار خواهد شد.
4) پذیرش شما از سوی من، مستلزم یک آزمون ورودی و سنجش استعداد و آمادگی اولیهی شماست (درصورت پذیرفته نشدن، پس از کسر 5 درصد؛ مبلغ واریزشده به شما بازگردانده خواهد شد).
5) در انتهای این دوره (یا از هر مقطع دیگر) ممکن است شروع به داستاننوشتن کرده باشید. در اینصورت از امکان «مطالعه، بررسی و گوشزدکردنِ خطاها»ی داستان خود توسط من و دریافت مشاوره و راهنماییهایی لازم، برای حداکثر 5 داستان کوتاه برخوردار خواهید شد (در صورت تمایل به دریافت مشاوره و راهنمایی در خصوص تعداد داستانهای بیشتر، هزینهی مربوطه دریافت خواهد شد).
به این ترتیب:
ـ هزینهی جلسات تکنفره (خصوصی) و چند نفره (عمومی) مجموعاً 600 هزارتومان خواهد بود که میتوانید به تنهایی یا جمعاً آن را بپردازید. با این تذکر که در طول این دوره، هزینههای مربوطه به عهدهی من خواهد بود. از هزینهی حملونقل گرفته تا قهوه یا چه میدانم؛ پاستایی که خواهیم خورد (دستودلبازی و خاصهخرجی را میبینید؟!).
توجه داشته باشید که:
این دورهها؛ صرفاً در شهر «مشهد» برگزار خواهد شد.
استثنائاً، برگزاری این دوره در «تهران» نیز به صورت یک دورهی 12 روزه امکانپذیر خواهد بود. در اینصورت؛ مخارج مربوط به سفر و اقامت، از متقاضی یا متقاضیان اخذ خواهد شد.
برای ثبتنام؛ لازم است که مبلغ مزبور به حساب قرضالحسنهی سپهر، شمارهی [ 7003 83 2525 031 ] از [ بانک صادرات شعبهی میدان شریعتی مشهد / کد 0663] به نام [فرهاد جعفری] واریز و شماره یا تصویر فیش به همراه [ مشخصات و شماره تلفن تماس ] به نشانی الکترونیکی زیر ارسال شود.
farhadjafari@goftamgoft.com
|