Archive
 کاریکاتوریزه کردن آگاهانه‌ی یک موقعیت کاملاً جدی!
Farhad jafari Official WebSite
 
 
 
 شنبه، ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۲Farhad Jafari Official Website
Farhad Jafari Official Website
و مکرو مکرالله؛ والله خیرالماکرین [در حاشیه‌ی «معرکه‌‌ی 20 دقیقه‌ی آخر»!]
  نکته‌ی قابل تاملی درخصوص دو عکس: زردی من از تو ؛ سرخی تو از من! اگر به عکس نخست (در پائین صفحه) خوب نگاه کنید می بینید که «اسفندیار رحیم‌مشایی»، به آسانی وارد سالن ‌ثبت‌نام شده اما گویا عده‌ای ...
Farhad Jafari Official Website
 جمعه، ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۲Farhad Jafari Official Website
Farhad Jafari Official Website
فقط اگر او بگوید! [شرح مختصری از وقایع سفرم به تهران و ثبت‌نام]
1) صبح روز دوم ثبت‌نام، و حدود ساعت 10 صبح بود که به ستاد انتخابات وزارت کشور رفتم و ثبت‌نام کردم. تنها نکته‌ی این مرحله این بود که: با متصدی ثبت نام درباره‌ی سیاست کنترل جمعیت صحبت کردیم. یعنی ایشان پرسید ...
Farhad Jafari Official Website
 چهارشنبه، ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۲Farhad Jafari Official Website
Farhad Jafari Official Website
ثبت نام
امروز با توکل به خدا به ستاد انتخابات وزارت کشور رفتم و ثبت نام کردم. اینجا سرعت اینترنت خیلی پایین است و نمی‌توانم مطلبی آپلود و یا کامنت‌ها را تائید کنم. از همه شما پوزش می خواهم. زنده باد ...
Farhad Jafari Official Website
 
1392/2/23
2013/05/13

سرعت اینترنت طوری‌ست که برای اینکه به هرکدام از کامنت‌ها بخواهم پاسخ بدهم؛ باید یک بار کانکشنم را قطع کنم، فیلترشکنم را خاموش کنم، دوباره متصل شوم، فیلترشکنم را راه بیندازم، یک کامنت را پابلیش کنم و ... روز از نو، روزی از نو!

این است که خدمت برخی کامنت‌گذاران محترم عرض کنم که:
من در گفتمگفت نه برای خوشامد دل چهارتا «سبز دینیِ طرفدار نخست‌وزیر محبوب آ. خمینی» می نویسم نه برای خوشامد دل چهار تا «هوادار آقای رحیم‌مشایی» و نه برای خوشامد دل هیچ کس دیگر. هرکس آمد، خوش آمد؛ هرکس هم که رفت به سلامت!
به قول داریوش: یاور همیشه مومن، تو برو سفر سلامت؛ غم من مخور که دوری، برای من شده عادت!:)


«مل بروکس» یکی از برجسته‌ترین سینماگران در ساخت «هجو» و «به سخره‌گرفتن موقعیت‌های عمیقاً جدی» و «کاریکاتوریزه‌کردنِ آنها»ست. تا آنجاکه فیلم «تاریخ جهان» او که دوره‌ای از «آفرینش بشر» تا «انقلاب کبیر فرانسه» را در بر می‌گیرد؛ یکی از برجسته‌ترین آثار سینمایی ژانر هجو است که پیوسته درحال یادآوری این نکته است که «هیچ موقعیت جدی‌یی وجود ندارد» (درحقیقت: هیچ چیز را بیش از اندازه جدی نگیر!).

رفتار «مردی از جنس مردم» در هنگام ثبت‌نام اسنفدیار رحیم‌مشایی و «اغراق‌های حیرت‌انگیز»ی که هم در رفتارها و هم در گفتار احمدی‌نژاد متجلی شد؛ به خوبی از تمایل او برای «به سخره‌گرفتن موقعیت»، «کاریکاتوریزه‌کردن صحنه» و ارسال پالس‌هایی برای بینندگان این رویدادِ «از پیش حماسی تعیین‌شده!» حکایت می‌کرد.

عکس‌های زیر گواه این واقعیت هستند که:
1) احمدی‌نژاد (رئیس‌جمهور قانونی کشور) برای عبور از سد محافظان درب اندرونی ستاد انتخابات؛ به زحمت راهی برای خود و محافظش گشوده!
2) احمدی‌نژادی که جز خدا کسی را بنده نیست؛ درحال تنظیم میکروفون برای اسفندیار رحیم مشایی ست و اسفندیار رحیم‌مشایی، از زیر چشم مشغول پائیدن اوست و از خنده‌ی اکراهی وی معلوم است که در دلش چه می‌گذرد!


 

 


عباس عبدی (گروگانگیر سفارت آمریکا و تحلیل‌گر مرتبط با الیگارشی) امروز در مصاحبه‌ای گفته است:
[...اگر دقت کرده باشید ورود آقای هاشمی به ستاد انتخابات وزارت کشور با ورود جریان دولت همزمان بود و من فکر می کنم "دولتی‌ها" به محض حرکت به سمت وزارت کشور به آقای هاشمی اطلاع داده‌اند که "ما حرکت کردیم" و طبیعی بوده که ایشان هم راه بیفتند...]. اما آیا این جمله لزوماً بدان معناست که "دولتی‌ها" شامل رئیس آن یعنی «محمود احمدی‌نژاد» هم می‌شده است؟! و آیا ناقض احتمالِ "برخی هماهنگی‌های انجام‌شده بدون اطلاع رئیس‌جمهور" است؟!

اگر فیلم مربوط به حضور رئیس‌جمهور در ستاد انتخابات را ببینید [که برنامه‌ی 60 دقیقه امشب بی‌بی‌سی فارسی انگلیس گوشه‌هایی کوتاهی از آن را نشان داد و چه‌بسا در تکرار یا روی سایت این رسانه بتوانید ببینید] و در چهره‌ی ایشان دقیق شوید؛ گواهی خواهید کرد که این نخستین‌باری‌ست که احمدی‌نژاد را در حالت و موقعیتی «ناگهانی، فورس‌ماژور و غیرمترقبه» می‌بینید که «در لحظه» درحال «اندیشیدن، تصمیم‌گرفتن» و سپس «درلحظه عمل‌کردن» است!

آن‌چه من در همین فیلم بسیار کوتاه و قطعه قطعه دیدم؛ واجد دو نکته‌ی قابل‌تامل بود:

1) احمدی‌نژاد در معرفی رئیس‌دفتر پیشین خود سخنانی به این مضمون گفت [آن‌هم با لحنی که با لحن همیشگی وی تفاوت اساسی داشت و تمایل به کاریکاتوریزه‌کردن در آن (از طریق صرف نادرست برخی افعال و نیز طرز ادای آن) به‌شدت مشهود بود]: برادر بزرگوارم آقای مشایی؛ واجد همه‌ی نقاط قوت من "است" به‌علاوه نقاط قوتِ دیگر.

که در حقیقت اشاره‌ای به سخنان آ. خامنه‌ای در مشهد بود که در معرفی رئیس‌جمهور بعدی، خواهان تعیین رئیس‌جمهوری توسط رای‌دهندگان شده بودند که «هم قوت‌های رئیس‌جمهور فعلی را داشته باشد و هم نقطه ضعف‌های وی را نداشته باشد».

اما صرف‌نظر از اینکه معرفی رئیس‌جمهور، اشاره‌ای مستقیم به این سخن آ. خامنه‌ای بود [که واجد معانی خاص خود است و از جمله اینکه: «آقای مشایی، نامزد واجد مشخصاتِ مورد مطالبه‌ی آ. خامنه‌ای‌ست»]؛ از طریق دستکاری آگاهانه در قسمت دوم جمله‌ی مورد اشاره‌ی ایشان [آ. خامنه‌ای: «... ضعف‌های رئیس‌جمهور فعلی را نداشته باشد» / آقای احمدی‌نژاد: «... علاوه بر قوت‌های من، قوت‌های دیگری هم دارد» و کنایه از اینکه: گویا از دید برخی، ضعف‌های مرا ندارد"!] این پیام را هم به شنوندگان منتقل کرد که "گویا مراتب ولایت‌پذیری آقای رحیم‌مشایی، بارها و بارها بیش از من است"!

2)
نه لزوماً محمود احمدی‌نژاد [که علامت پیروزی‌نشان‌دادنش در چندسال گذشته شهره‌ی عام و خاص است و در هیچ‌کجا شاهد چنین رفتاری از وی نبوده‌ایم]؛ بلکه آیا هرگز در عمرتان شخصی را دیده‌اید که علامت ویکتوری (وی) را نشان بدهد اما همان‌زمان که مشغول چنین کاری‌ست، دست‌کم برای مدت پنج تا ده ثانیه [می‌نویسم دست‌کم چون من همین اندازه در فیلم بی‌بی‌سی فارسی دیدم] دست خود را (از آرنج و نه از اتصال شانه) "مثل برف‌پاک‌کن ماشین به چپ و راست" حرکت دهد؟! [که آشکار، واجدِ معنی نفی و انکار است؟!].

 

در یکی از مصاحبه‌هایش؛ یکی از کاندیداهای ریاست‌جمهوری که به محض ثبت‌نام هاشمی رفسنجانی از صحنه‌ی بازی کنار کشید (شریعتمداری/ معاون وزیر اطلاعات در دولت‌های پیش از سوم تیر، وزیر بازرگانی دولت خاتمی و...) آخرین کتابی را که خوانده است «بادی لنگوئیج» (زبان بدن) معرفی کرده بود!

به‌نظر نمی‌رسد «مردی از جنس مردم»؛ طی هشت‌سال گذشته آنچنان بیکار بوده باشد که «بادی لنگوئیج» خوانده باشد!

اما هوش و هوشیاری و هوشمندی این «آهنگرزاده»‌ی سمنانی آنقدر هست که به‌قدر کافی و لازم، برای انتقال آنچه در ذهن دارد؛ بداند که از بدنش چگونه استفاده کند!
.
.
احمدی‌نژاد؛ «مراسم حماسی طایفه‌سالاران» را تا آنجا که در توان داشت «کاریکاتوریزه» کرد و نشان جهانیان داد.

این‌همه فداکاری در حق «جمهور مردم»؛ حقیقتاً که تحسین‌برانگیز است.
.
.
هرچه «احمدی‌نژاد» در سنجاق‌کردن آقای اسفندیار رحیم مشایی به خود علاقه‌ و اصرار بیشتری نشان دهد؛ «پروژه‌ی موسوی دو» شکست سنگین‌تری را تجربه خواهد کرد. گرچه که تاهمین‌جا هم این پروژه ناکام مانده است.

در حاشیه:
عدم استقبال وسیع رسانه‌های ارتش رسانه‌ای الیگارشی از ثبت‌نام هاشمی تا بدین لحظه [برخلاف آنچه انتظارش می‌رفت]؛ به این گمان بیش از پیش دامن می‌زند که: نقطه‌ی امید آنان، جای دیگر و شخص دیگری بوده و هست. به‌ویژه که یک روحانی نزدیک به آقای رحیم‌مشایی نیز نخستین پالس‌ها را برای آمادگی ذهنی جامعه ارسال کرده بود: «تعجب می‌کنم که با وجود مشایی، چرا اصلاح‌طلبان باید از نامزد دیگری حمایت کنند»!
 



نکته:
اگر دوستان فیلم نسبتاً کاملی از حضور رئیس‌جمهور در ستاد انتخابات داشته یا دیده‌اند، لطف کنند لینک آن را در اختیار من و خوانندگان گفتمگفت هم قرار دهند.

افزونه‌ها:
1) ستادهای قالیباف فروپاشیدند! [ستاد خیلی‌ها فروخواهد پاشید]
2) جوان آنلاین (وابسته به سپاه پاسداران): رفتار فریبكارانه و «دلقك‌بازی‌»های انتخاباتی.
3) حج ذوالنور: [ احمدی‌نژاد پیچیده عمل می‌کند و اعمال و رفتار ایشان قابل پیش‌بینی نیست و هر روز ممکن است کار جدیدی از ایشان سر زند].
4) حج حسن روحانی: [در شرایط خطیر فعلی شما نمی‌دانید کشور (بخوانید طایفه‌سالاری مذهبی) در کجا قرار دارد؛ یک خطای دیگر کافی است که کشور (بخوانید طایفه‌سالاری مذهبی) نابود شود].
 

پیام‌ها
اشتراک‌گذاری در فیس‌بوک
ارسال به دوستان