Archive
 [ناامید نباشید!... «پادتن‌ها» درحال ساخته‌شدن، درحال کسب آمادگی، و در راهند]
Farhad jafari Official WebSite
--  -- 
 
 
 
 دوشنبه، ۲۱ مهر ۱۳۹۳Farhad Jafari Official Website
Farhad Jafari Official Website
[مسئولیت «پیاده‌نظام پیشین شبکه‌ی خویشاوندی» درقبال «رقیه‌ها» و «برادرانش». از شمار بی‌شمار قربانیان زندگی ربوی]
داشتم گزارشی می‌خواندم درباره‌ی «نحوه‌ی سرمایه‌گذاری پول توسط شهروندان ایران». که شامل ترکیب گوناگونی از قشرهای مختلف اجتماعی بود. از کاسب خرده‌پا گرفته تا منشی شرکت، از کارمند و بازنشسته گرفته تا ...
Farhad Jafari Official Website
 شنبه، ۱۲ مهر ۱۳۹۳Farhad Jafari Official Website
Farhad Jafari Official Website
[چرا و چگونه «شبکه‌ی خویشاوندی آخوندها و آخوندزاده‌‌ها»؛ ایران و ایرانیان، و اقتصاد ایران را در دام «کنسرن‌های رباخوار بین‌المللی» انداختند؟!]
1) کمی پس از «اعلام یک ورشکستگی تصنعی مالی در آمریکا» (درست دوهفته پیش از خاتمه‌ی ریاست جمهوری جورج بوش) بسیاری از دولت‌های اروپایی (به‌ویژه انگلستان، فرانسه، آلمان، ایتالیا، اسپانیا، پرتغال، یونان، ...
Farhad Jafari Official Website
 چهارشنبه، ۹ مهر ۱۳۹۳Farhad Jafari Official Website
Farhad Jafari Official Website
[در حاشیه‌ی «دیدار هنرکاران حکومتی با آ. خامنه‌ای» و «صدور بیانیه‌ی ورشکستگی توسط حاتمی‌کیا»]
این‌هم از «چاپ 41 کافه‌پیانو» در شمارگان 3000 نسخه. داغا داغ! تازه از تنور درآمده! لامصب، همین‌جور مث فرفره داره می‌چرخه و می‌فروشه!   چندروز قبل، فیلم کوتاهی از عیادت چند تن از «هنرکاران ...
Farhad Jafari Official Website
 
1393/8/03
2014/10/25


وقتی «ویروس»ی وارد بدن فرد می‌شود؛ «سیستم دفاعی بدن» (عمدتاً در خون و توسط گلبول‌های سفید و فاکتورهای موجود در آن) شروع به‌کار می‌کند. به این ترتیب که آن میکروب یا ویروس را «بیگانه» تشخیص داده و به «بیگانه‌خواری» رو می‌آورند تا سرانجام بر آن ویروس غلبه یابند و میزبان خود (فرد) را از خطر مرگ برهانند.
بااین‌حال؛ این فرایند در سه مرحله و توسط سه گروه متمایز از یکدیگر به مرحله‌ی اجرا درمی‌آید.

1)
نخست «گرانوسیت‌‌ها» حمله را آغاز می‌کنند. کم و بیش، موفقیتی به‌دست می‌آورند و موفق می‌شوند شماری از میکروب‌ها را از گردونه‌ خارج کنند. اما در برابر «حمله‌ی بی امان میکروب‌ها» که در مراحل نخست «به‌سرعت تکثیر می‌شوند» کم می‌آورند. در این نبردِ قهرمانانه، شکست می‌خورند و قریب‌به‌اتفاق‌شان از بین می‌روند. در طول این نبرد؛ سایر فاکتورهای خونی، صرفاً تماشاگر هستند.
.
بسیاری از اشخاص و گروه‌هایی که طی «دهه‌ی نخستِ ورود ویروس واپسگرایی اسلامی به ایران» (دهه‌ی شصت) قربانی مبارزه‌ با آن شدند؛ حکم آن «گرانوسیت‌‌ها» را دارند. و خودآگاه یا ناخودآگاه، دریافته بودند که ویروس مورد بحث، چه سرانجامی برای مردم و کشور رقم خواهد زد.

2)
طی «دوران مبارزه‌ی گرانوسیت‌‌ها ـ ویروس‌ها»؛ علائم حیاتی بیمار چندان نگران‌کننده به نظر نمی‌رسد. اما کمی پس از شکست سنگینی که «گرانوسیت‌‌ها» متحمل می‌شوند؛ نخستین علائم بیماری، مثل گلودرد، گوش‌درد، آب‌ریزش بینی و مانند آن، خود را نشان می‌دهند. که همچنان قابل‌تحمل هستند.
.
مشخصاً؛ «دهه‌ی دوم ورود ویروس واپس‌گرایی اسلامی به ایران» (دهه‌ی هفتاد) نماد و نمودی از این دوره است.
.
اما کمی که می‌گذرد؛ حال بیمار رو به وخامت می‌گذارد و عوارض بیماری، «غیرقابل‌تحمل» می‌شوند. در اینجاست که «لنفوسیت‌ها» (از دید من، ائتلاف نظامی ـ امنیتی حاکم در 8 سال احمدی‌نژاد) مسئولیت نبرد را برعهده می‌گیرند و پابه میدان می‌گذارند. اما آنان هم در این نبرد سخت و سنگین با ویروس‌ها کم می‌آورند و پس از قلع و قمع و انهدام شماری از عوامل بیماری، ناچار به «خودکشی» می‌شوند تا مبادا خود به تشدید بیماری کمک کنند. در این دوران، بیمار در بستر بیماری و «به‌حال احتضار» افتاده است.
.
آنچه در «دهه‌ی سوم ورود ویروس واپس‌گرایی اسلامی به ایران» (دهه‌ی هشتاد) رخ داد و جامعه‌ی ایرانی را به «ابتلا به انواع فسادها و تباهی‌ها» سوق داد؛ نمادی از این «خودکشی دسته‌جمعی لنفوسیت‌ها» و این مرحله از «فرایند مبارزه برای کسب سلامت» توسط «سیستم ایمنی جامعه‌ی ایرانی» است.

3)
هنگامی که نه «مبارزه‌ی گروهی گرانوسیت‌‌ها» و نه «مبارزه‌ی تن به تن لنفوسیت‌ها» نمی‌توانند کمکی به‌حال بیمار بکنند؛ و هنگامی که «بیم آن می‌رود که بیمار از دست برود»؛ مغز به «پادتن‌ها» فرمان می‌دهد که شروع به‌کار کنند. «شمار معدودی پادتن» (در قیاس با شمار ویرویس‌‌ها) به خون واردشده و مثل بهمنی که از کوه سرازیر می‌شود و هرچه در سر راهش است به درون خود می‌کشد، در مسیر پیش رفته و ویروس‌ها را اصطلاحاً «جارو» می‌کنند (همچون کهربایی، آنان را به خود جذب کرده و سپس راهی طحال می‌شوند).
.
ناگفته هم روشن است که حال جامعه‌ی ایرانی «بسیار وخیم» است. مدتی‌ست «علائم حاد بیماری» آشکار شده‌اند و بیمار را در بستر احتضار انداخته‌اند. آن‌چنان‌که «هیچ امیدی به آینده نیست» و همگان (حال از هر گروه و قماشی که باشند) «دست‌بسته و بلاتکلیف»، چشم‌انتظار «مرگ بیمار» نشسته‌اند. چراکه «حتا لنفوسیت‌ها هم شکست خوردند». لنفوسیت‌هایی که شناختِ بسیار بیشتر و بهتری از «عوامل بیماری» داشتند و «قاعدتاً که، می‌بایست می‌توانستند بر آنان غلبه یابند» اما «حتا آنان هم میدانِ بازی را به ویروس‌ها واگذار کردند»!
.
.
اما ناامید نباشید!
«پادتن‌ها» درحال ساخته‌شدن، درحال کسب آمادگی، و در راهند تا «ویروس‌ها» را جارو کنند.
این یک «روندِ غیرقابل اجتناب طبیعی ـ تاریخی»‌ست.
که هیچ‌کس، قادر به جلوگیری از آن، یا ریارویی با آن نیست.

پیام‌ها
اشتراک‌گذاری در فیس‌بوک
ارسال به دوستان