Archive
 «داعش»؛ نسخه‌ی فرامرزی ـ منطقه‌ای «اسب‌تروای ایرانی»
Farhad jafari Official WebSite
--  -- 
 
 
 
 دوشنبه، ۳۰ تير ۱۳۹۳Farhad Jafari Official Website
Farhad Jafari Official Website
همه از اطراف «بازنده»، پراکنده می‌شوند!
امروز دخترم یک مسابقه‌ی ورزشی داشت. در راه برایش گفتم: [بگذار یک قاعده‌ی دیگر زمینی‌ را برایت توضیح بدهم. «همه برای "برنده" دست می‌زنند و اطرافِ "بازنده" را خالی می‌کنند». هیچ‌کس برای ...
Farhad Jafari Official Website
 پنجشنبه، ۲۶ تير ۱۳۹۳Farhad Jafari Official Website
Farhad Jafari Official Website
تجربه‌هایی از زندگی واقعی
1) در یک ماه‌و‌نیم گذشته، بیشتر وقتم (و خواهرم و دوسه‌تایی از نزدیکان) به «پزشک و بیمارستان و آزمایشگاه و رادیولوژی و اکو و عکس‌برداری چشم و داپلر گردن» و.... امثالهم اختصاص یافته است. به‌خاطر سکته‌ی ...
Farhad Jafari Official Website
 شنبه، ۲۱ تير ۱۳۹۳Farhad Jafari Official Website
Farhad Jafari Official Website
«برهان اسم»
آیا چیزی (صرف‌نظر از «موجود»اتی که هنوز کشف نشده‌اند) «وجود» دارد که آدمی برایش نامی نگذاشته باشد؟! آدمی یا برای چیزهای «ملموس» اسم می‌گذارد یا برای امور «محسوس». پس بر هرچه که توانسته ...
Farhad Jafari Official Website
 
1393/5/01
2014/07/23


نخست این بخش از یک مطلب درخصوص اظهارات یکی از ساکنین بهارستان را بخوانید:
[ هفته گذشته و در جریان جلسه غیر علنی مجلس از حدود «نیم میلیون استخدام غیر قانونی در دولت احمدی‌نژاد» پرده برداری شد. دولت گذشته بر اساس قانون باید حدود ۱۲۵هزار نیروی قراردادی جذب می‌کرد اما این تعداد به ۵۴۸ هزار نفر در شرایط کنونی رسیده است، از طرف دیگر ۴۲۲هزار نفر بدون رعایت هرگونه تشریفات مانند آگهی استخدامی و برگزاری آزمون استخدام شدند.
اکنون غلامعلی جعفرزاده می‌گوید که تیم محمود احمدی‌نژاد، از این استخدام‌ها «مقاصد سیاسی خاصی برای انتخابات‌های بعدی» را دنبال می‌کرده است. جعفرزاده می‌افزاید: «الان تفکرات نزدیک به آقای روحانی یا نیروهای اصیل کشور یا بازنشسته شده‌اند و یا در معرض بازنشستگی و خروج از خدمت قرار دارند. بنابراین دولت مجبور است که از همین نیروهای درون سازمانی استفاده کند که عمدتا کسانی هستند که همفکر و همسو با جریان احمدی نژاد بودند و درحال آماده‌شدن برای اتفاقی هستند که در انتخابات ریاست‌جمهوری بعدی خواهد افتاد. این یعنی یک کودتای اداری در کشور»].


خوانندگان قدیمی «گفتمگفت» به‌خوبی در جریان عمده‌ترین دلیل اعلام حمایتم از احمدی‌نژاد هستند و به‌خوبی از زوایای «نظریه‌ی اسب‌تروآ بودن احمدی‌نژاد» مطلعند.

اما به‌طور مختصر و مفید؛ در آن هنگام معتقد بودم که:
«احمدی‌نژاد» اگر چه در ظاهر «سرباز مطیع و جان‌برکف نظم الیگارشیک» به‌نظر می‌رسد (که هم «ارتش رسانه‌ای شبکه‌ی خویشاوندی روحانیون و روحانی‌زادگان» به‌شدت چنین تبلیغ می‌کند و هم خودش چندان بی‌میل نیست که برای مدتی چنین به‌نظر برسد) اما درحقیقت «اسب تروآی مردمان ستمدیده از نظم خاندانی روحانیون و روحانی‌زادگانِ شیعه‌ی سیاسی»ست.

اسبی که پس از سال‌ها نبردِ «جمهوری‌خواهان» (در همه‌ی طبقات و همه‌ی گرایش‌ها) با «شبکه‌ی خویشاوندی» (و همه‌ی عناصر داخلی و خارجی متصل به آنان)؛ پس از «عقب‌نشینی ظاهری جمهوری‌خواهان» از پیرامون «قلعه‌ی به‌شدت محافظت‌شده‌ی طایفه‌‌سالاران مذهبی» و رهاشدنش در کنار ورودی قلعه؛ توسط «رهبران الیگارشی» (و البته‌که «به‌ تصوّر پیروزی» و به‌عنوان «غنمیت جنگی»!) به‌درون قلعه کشیده شده است.

اما طولی نخواهد کشید که یک به یکِ «رویاهای شیرین الیگارشی و رهبران  آن» نقش‌ بر آب شده و برخلاف تصور آنان، «به‌زودی شکم اسب تروآ باز خواهد شد» و درحالی‌که الیگارشی سرمستِ پیروزی خیالی خود است؛ فوج‌فوج «سربازانی جمهوری‌خواه» از دل آن بیرون آمده و وارد «قلعه‌ی طایفه‌سالاران» خواهند شد و استحکاماتش را به تصرف خود درخواهند آورد.

سربازانی که اگرچه «در نگاه نخست و در ظاهر»، شباهت به «سربازان ایدئولوژیک نظم الیگارشیک» می‌برند که پیش از این می‌دیدیم و می‌شناختیم؛ اما در دل «سودای دیگر» دارند و مهرشان با «دیگری»‌ست نه با رهبران شبکه‌ی خویشاوندی و طایفه‌سالاران مذهبی.
.
.
ماجرای «چندهزار بورسیه‌‌شده‌ی دولت احمدی‌نژاد» (بدون هرگونه آزمون و مصاحبه‌ی عقیدتی) و اکنون «چندصدهزار استخدام‌شده‌ی دولت او» (و دیگر مواردی مانند این)؛ چیزی جز همان «بازشدن شکم اسب تروآ» و «واردشدن فرزندان جمهور مردم به قلعه‌ی خانواده‌ها و خاندان‌ها» و «تسخیر برنامه‌ریزی‌شده آن» نیست. واقعیتی که تازه اکنون، «اشخاص متصل به الیگارشی روحانیون و روحانی‌زادگان» درحال اذعان به آن و نام‌نهادن بر آن تحت عنوان «کودتای اداری» هستند!

نکته این‌که:
یقین بدانید آنچه اکنون الیگارشی درحال مشاهده‌ی آن «در سازمان اداری و دیوانسالاری» و اذعان به آن است؛ پیش‌تر در «برخی نهادها و تاسیسات دیگر»ش هم رخ داده است که چنین تحول بزرگی در دیوانسالاری نظم حاکم را امکان‌پذیر کرده است.

«مالکوم‌ها» درهرکجا که تصور کنید حضور دارند و درحال «تغییردادن مناسبات ملوک‌الطوایفی» هستند.
.
.
اما نکته‌ی دیگر اینکه:
میان تکنیک‌ها و تاکتیک‌های «جمهوری‌خواهان و برابری‌طلبان ایرانی» یا همان «فرزندان جمهور مردم» (برای نفوذ در قلعه‌ی طایفه‌سالاران مذهبی حاکم بر ایران و خارج‌کردن زمینه‌ی حکمرانی از دست اشخاص متصل به این شبکه) و تکنیک‌ها و تاکتیک‌های «گروه داعش»؛ شباهت قابل‌توجهی وجود دارد.

از جمله:
یکی از تکنیک‌های «اسب تروآی ایرانی» برای «کنار‌زدن الیگارش‌ها» از صحنه‌ی بازی، «خلع سلاح عقیدتی الیگارشی» از طریق «اتخاذ حداکثری‌ترین مواضع مذهبی» بود. به‌نحوی که «هرچه پائین‌تر از آن را بی‌معنا می‌کرد». مثلاً چنان «ولایت‌پذیر و ولایتمدار» نشان می‌داد که عملاً «هرنوع ولایت‌ِ کمتر از ولایتِ امام‌زمان» را بلاوجه می‌کرد!

همچنان‌که اکنون «داعش»؛ چنان «مسلمان محمدی و قرآنی» نشان می‌دهد که می‌تواند «هر تفسیر دیگری از مسلمانی» را در دل خود هضم کرده و بی‌وجه نشان دهد (از جمله: خطاب به مسیحیان موصل اعلام کرده‌اند که یا باید اسلام بیاورند، یا چنانچه مایل هستند به دین خود باقی بمانند می‌بایست «جزیه» بپردازند که یادآور نحوه‌ی مواجهه‌ی پیامبر با یهودیان هم‌عصر خود است!).

به‌ویژه که:
ـ رهبرش «سید» هم هست!
ـ علاوه بر اینکه «سنی‌مذهبی» است، نصبش به «امام سوم شیعیان» هم می‌رسد!
ـ «عالم مذهبی» هم هست!
ـ «جنگاور» هم هست و شخصاً (برخلاف مراجع رقیبش که پس از اعلام جهاد، نخستین کسانی بودند که عراق را ترک کردند!) در میادین نبرد حضور دارد!
ـ نخستین نطق وی در مسجدجامع موصل «بسیار دقیق و حساب‌شده» بود.
ـ بخشی از سخنانش، شباهت وافری به «سخنان ابوبکر پس از وفات پیامبر و برگزیده‌شدنش به خلافت مسلمین» داشت.
ـ «اعتمادبه‌نفس»، «جذبه» و «آرامش باطنی» نسبتاً قابل‌توجهی از خود به نمایش گذاشت (آنقدر که ـ بازهم برخلاف مراجع مذهبی رقیبش در منطقه ـ ابداً نکوشیده بود مسجدجامع موصل را از طرفداران خود پر کند بلکه به جمعیت اندک و غیرفشرده‌ای از مردم که برای نماز حاضر بودند اکتفا کرد).
ـ برخلاف مراجع رقیب خود در منطقه، «فروتنی و تواضع بسیار» از خود نشان داد و گفت که «گمان نمی‌کنم به دلیلی از دیگران برتر باشم». اما اگر هستند کسانی که فکر می‌کنند او حاکم مناسبی خواهد بود، وظیفه دارند او و دین خدا را یاری دهند!
ـ و در خطبه‌ی خود کمترین «پرخاش و توهین و تنفر»ی، نسبت به دیگران (از جمله ایران و اسرائیل و آمریکا و انگلیس و روسیه و...) از خود بروز نداد (یا دست‌کم؛ در متن‌هایی که من از سخنان وی در رسانه‌های فارسی‌زبان خواندم، چنین به‌نظر می‌رسید).
.
.
و جالب‌تر از همه این‌که:
در پاسخ به برخی انتقادها که «چرا داعش علیه اسرائیل موضعی نمی‌گیرد»، اعلام کرده است که:
«تا خاندان‌های تسلط یافته بر جهان اسلام از سر راه برداشته نشوند، نوبت به اسرائیل نمی‌رسد»!

که بازهم حکایت از شباهت دیگر این گروه به «اسب تروآی ایرانی» دارد. این شباهت که:
لبه‌ی تیز حملات داعش، قبل از هر چیز دیگر متوجه «شبکه‌های خویشاوندی حاکم بر کشورهای اسلامی» (اعم از شیعه و سنی)ست.
.
.
می‌خواهم نتیجه بگیرم که:
اگر «جریان عدالت‌طلب اسلامگرای ایرانی» اسب تروآیی بود که شکمش «در دل طایفه‌سالاری روحانیون و روحانی‌زادگان شیعه» باز شد (و سربازانی از آن بیرون جستند و قلعه‌ی طایفه‌سالاران را تقریباً به تصرف خود درآوردند و اکنون «منتظر لحظه‌ی نهایی برای فتح کامل آن» هستند) «داعش» نیز «اسب تروآیی در دل جهان اسلام» است که نتایج و پیامدهای مشابهی به‌دنبال خواهد داشت. هرچندکه در قیاس با نسخه‌ی ایرانی‌اش: «در پهنه‌ای به‌مراتب وسیع‌تر» و «در قلعه‌ای به‌مراتب بزرگ‌تر» عمل می‌کند و از جهاتی، کار دشوارتری در پیش رو دارد!

وجه شبه دیگر این‌که:
همچون «ائتلاف شگفت‌انگیز نه به احمدی‌نژاد» که «همه و همه‌ی ارکان نظم الیگارشیک ـ ایدئولوژیک حاکم بر ایران پس از انقلاب» (از حزب توده گرفته تا مجاهدین انقلاب اسلامی، از نهضت آزادی گرفته تا مجاهدین خلق، از مجمع روحانیون مبارز گرفته تا جامعه‌ی روحانیت مبارز، از بی‌بی‌سی گرفته تا رادیو صدای آمریکا و متحدان سنتی‌شان در بین شاهزادگان قاجار) را شامل می‌شد؛ «ائتلاف شگفت‌انگیز نه به داعش» هم به‌نحوی شکل گرفته که در یک‌طرف آن «عربستان» و در طرف دیگر آن «جمهوری اسلامی» خودنمایی می‌کند. به‌نحوی‌که می‌توان مدعی شد «وحشت شاه عربستان از داعش»، چه‌بسا بیشتر از «رقبای شیعه‌‌اش در ایران» باشد.
.
.
اما «داعش» و اقدامات و عملیات فعلی و آتی‌اش (در عراق و سوریه و اردن و ترکیه و ایران و عربستان و دیگر کشورهای موسوم به اسلامی) نقطه‌ی نهایی «بازی فرزندان جمهور مردم» علیه «شبکه‌های خویشاوندی حاکم بر کشورها» نیست.

بلکه به‌وضوح، «داعش» و پیامدهای ظهور و بروز آن در خاورمیانه؛ «کهربایی برای جذب تقریباً همهِ پتانسیل اعتراض و برابری‌طلبی جهانی» و هدایتِ آن به‌سوی «میدان نهایی بازی»ست: «اروپای کهنه» و «شبکه‌های اشرف و اعیانش»!
 

پیام‌ها
اشتراک‌گذاری در فیس‌بوک
ارسال به دوستان